و آخرین دانه انار
یلدا ، بی تو ؛ طولانی ترین غم ِ سال
این چه چشمانیست که تو داری ؛ به نگاهی مست می کند ، به اخمی می سوزاند زندگانی ام را ؛ خنده اش…مرا مالک دنیا می کند ؛ به چشمکی پرواز می دهد دلِ اسیرم را ؛ اسیر ِ چشمانت ام ای همه هستی ِ من
شناسنامه های ما دروغ می گویند ؛ ما مُرده ایم ، مردگانی متحرک ؛ که لازمه حیات تفکر است
و سوگند به صدایت…آن لطیف ترین نوا و آسمانی ترین طنین…آن دم که می شنوم و قلبم آرام می گیرد